تبليغاتX
معلم و جامعه

معلم و جامعه

نگاه یک معلم به جامعه، فرهنگ، سیستم آموزشی و .....

       امروز در مدرسه دو سه نفر از همكاران صحبت از مديري مي‌كردند كه ظاهرا به خساست معروف شده است و از نظر آنان مدير خوشنامي نيست و در بين اكثر معلمان جايگاه چندان رفيعي ندارد. چند نوع از عيوبش را شمردند از جمله اينكه اگر كسي از فتوكپي مدرسه استفاده شخصي بكند ناراحت مي‌شود يا اينكه براي تكثير اوراق امتحاني از كاغذهايي استفاده مي‌كند كه يك روي آنها قبلا استفاده شده است و ايراداتي از اين قبيل. در برابر اين گفته‌ي من كه اينها جز حسن نيستند، يكي از همكاران پرورشي گفتند كه مدير بايد روابط انساني را رعايت كند و از سوابق مديريتي خودش مثال زد كه تمام امور فتوكپي همكاران را از طريق دستگاه مدرسه انجام مي‌داده است و بنابر اين روابط خوبي با معلمان داشته است و مثلا آنها به خاطر رفتارهايي از اين نوع، به‌موقع به كلاس درس مي‌رفتند.

        من ادعاي ديندار بودن ندارم اما معتقدم بعضي از كارها گذشته از شرع، اخلاقا درست نيستند از جمله اينها استفاده شخصي از اموال عمومي است. فرقي نمي‌كند كسي كه مي‌تواند با 100 تومان خودكاري بخرد و با 20 تومان فتوكپي تهيه كند، چرا براي اين كارها از اموال عمومي استفاده كند؟ امروزه ديگر كسي نمي‌تواند به استفاده از تلفنهاي راه دور غيرضروري از طريق تلفن اداره يا مدرسه اعتراض كند، چرا كه بلافاصله طرف ممكن است بگويد ديگران دارند ميليارد ميليارد چپاول مي‌كنند، از اين ميلياردها يك تماس تلفني به ما نمي‌رسد؟!  بسياري مي‌گويند ما كه نمي‌توانيم امام علي شويم. لازم نيست امام علي شويم، انجام ندادن بعضي از كارها اصلا ربطي به دين و ايمان ندارد. اگر اين اصل را بپذيريم كه حق استفاده از چيزي كه متعلق به من نيست را ندارم بسياري از مسائل ما حتي در سطح كلان حل مي‌شود، دزدي‌‌ها، اختلاس ها و سوء استفاده‌ها‌ي كوچك و كلان، همه در اثر ناديده انگاشتن همين اصل صورت مي‌گيرند، فرقش اين است كه شخصي فقط چند برگ كاغذ و خودكار و چيزهايي از اين دست در اختيار دارد و كس ديگري ميليونها و ميلياردها پول. همان شخص اول اگر آب گيرش بيايد شناگر ماهري است با اينكه در حال حاضر شناگران ماهر ديگر را نكوهش مي كند! متأسفانه اين اصل بديهي رو به فراموشي مي‌رود و اكثر افراد به خود حق مي‌دهند اموال محل كار خودشان را از آن خودشان بدانند. با ماشين اداره همراه با خانواده به تعطيلات      آخر هفته بروند و در عين حال ريشي به هم زده و دم از دينداري بزنند.

       اين نظر ايده‌آليستها جالب است كه مي‌گويند معلمان خود بايد وارسته باشند تا دانش‌آموزان وارسته تربيت كنند. (رطب خورده منع رطب كي كند.) معمولا اگر اين صحبتها در اجتماعات معلمان صورت گيرد بلافاصله صحبت حقوق و مزايا به ميان كشيده مي شود كه به نظرم اصلا ربطي به آن ندارد. معلم اول كسي است كه بايد به حقوق جامعه لااقل در صحن مدرسه احترام بگذارد و اين روح حق‌خواهي و حق‌جويي را به دانش‌آموزانش انتقال دهد. تربيت با عمل صورت مي‌پذيرد نه با حرف.

      در اثناي درس اگر فرصتي پيش بيايد در مورد حفظ اموال مدرسه، حفظ محيط زيست و اموال عمومي و عدم استفاده شخصي از اموال عمومي براي بچه‌ها صحبت مي‌كنم و انصافا بچه‌ها با آن روح لطيفشان تحت تأثير قرار مي‌گيرند و متقاعد مي‌شوند. يك بار كه در مورد عدم استفاده از اموال عمومي در جهت منافع شخصي صحبت مي‌كردم يكي از بچه‌ها دستش را بلند كرد و از پنجره رو به حياط مدرسه، مربي .... مدرسه را نشان داد كه مشغول شستن اتومبیل خود با استفاده از آب مدرسه بود و گفت: آيا شستن ماشين با آب مدرسه درست است؟

فكر مي‌كنم بسياري از قضاوتهاي ما تحت تأثير برداشتهاي ناقصمان است. كمتر ديده يا شنيده‌ام كه شخصي در مورد كسي كه با او به عدالت رفتار كرده است قضاوت منصفانه‌اي داشته باشد. معمولا دانش آموزي كه نمره بيست مي‌گيرد مي‌گويد امروز بيست گرفتم اما اگر نمره‌ي كمي بگيرد مي‌گويد امروز معلم به من نمره‌ي هشت داد!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/28ساعت   توسط اسماعیل سلیمی ساعتلو  |