اندر احوالات صنف معلمان در اوقات آنتراکت در ازمنه جدید
زنگ تفریح است و هر کس دفتر کلاسی را سر جایش گذاشته بلافاصله استکان چایی را بر می دارد. بعد از یک ونیم ساعت حرف زدن و سر و کله زدن با بچه ها یک استکان چایی تازه دم داغ واقعا که می چسبد. البته اگر طرفدار دود هم که باشی بیشتر.
زنگ تفریح علی القاعده 10 دقیقه است ولی علی الرسم به بیست دقیقه هم می رسد. این مدت را که بیکار نمی توان نشست. بحثی شروع می شود.هر جلسه محدود به یک یا دو موضوع است. موضوع بحث ممکن است در باره این موارد باشد: حقوق و مواجب ماهانه ( وضع مادی سالهاست که قمر در عقرب است. سالهاست همه منتظر خبر جدید هستند اما اخبار تازه چنگی به دل نمی زنند)، اوضاع مدرسه (همیشه چیزهایی برای اعتراض وجود دارد)، بحث درسی(طبیعتا معلمان هر رشته درس خود را مهمتر می دانند. خوب تعصب است دیگر)، تاریخ( دروغ بودن آن معمولا در اول تذکر داده می شود. اما با این حال گوینده واقعه تاریخی چند قرن قبل را چنان تعریف می کند که گویی خودش دیروز آنجا بوده است.)، اقتصاد( اکثر معلمان و البته کل ملت ایران متخصص در رشته اقتصاد هستند و البته نظریه های جدید هم ارائه می کنند که هنوز ابداع نشده اند.)، پزشکی ( داروهای مختلفی در این بخش تجویز می شود)، فرهنگ، دین و البته بندرت سیاست. هرچند بحثها اکثرا به سیاست ختم می شود و آن موقعی است که ناظم مدرسه وارد می شود و سلام می گوید. یعنی محترمانه تشریف ببرید کلاس. (به این نوع سلامها سلامهای خصمانه گفته می شود) هرکس نگاهی به برنامه کلاسی نصب شده روی دیوار می اندازد و دفتر کلاسی را محترمانه همراه با چند تکه گچ برداشته و به کلاس خود می رود و معمولا مستقیم وارد کلاس می شود مگر اینکه در وسط راه یک بحث جدید شروع شود و گذشتن از آن سخت باشد.
بحثهای زنگ تفریح انواع مختلف دارند و بیشتر بستگی به افراد حاضر در هر روز دارند. حتی بعضی از بحثها مثل داستان دنباله دار هستند یعنی گوینده می گوید ادامه بحث را در تنفس بعدی پی می گیریم. بعضی ها در موضوع مشخصی متخصص هستند و رشته کلام را به دست می گیرند، بعضی ها به ندرت وارد بحث می شوند و بعضی دیگر به هیچ وجه حرف نمی زنند و فقط شنونده هستند. بعضی اوقات شخصی داستان بلندی از خاطرات خود را شروع می کند که بیست دقیقه سهل است یک ساعت هم هم برای آن کفایت نمی کند. البته چون زنگ می خورد شخص مجبور می شود آخرش را کمی خلاصه کند. البته برا رعایت احترام هیچ کس تذکری نمی دهد و همه وانمود می کنند که در حال گوش کردن هستند. معمولا بحثها مسالمت آمیز هستند و گویندگان نقطه نظرات خود را بیان می کنند و کمتر مخالفتی با گوینده صورت می گیرد چرا که مخالف می داند گوینده امکان ندارد نظری برخلاف نظر خود را بپذیرد. چه می شود کرد اینجا هم برای خودش قواعدی دارد.
- افلاطون زمانی که جام شوکران را خورد اینچنین گفت.... (جرات می خواهد بگویی سقراط جام شوکران را نوشید.)
- اسکندر که به ایران حمله کرد یک معلم بود. ارسطو آدم نادانی بود. (هر چند ارسطو معلم اسکندر بود اما باید پذیرفت!)
- اتفاقا بزرگترین اشتباه خاتمی تثبیت قیمت دلار بود. (اگر حالا دلار 3000 تومان بود چقدر وضع خوبی داشتیم!)
- یک نفر با عصبانیت: فلام مقام به معلمان توهین کرده است.به زحمت سعی می کنند از عصبانیتش بکاهند تا اصل موضوع را جویا شویم.( از کجا شنیده است؟ نمی دانم ولی شنیده ام!کسی منبع خبر را بدرستی نمی داند.)
- ابوعلی سینا در زمان خود جراحی قلب باز می کرده است.(این یکی را حتما باید پذیرفت چون گوینده دانشجوی پزشکی هم هست)
- آموزش و پرورش رایگان بهتر از این نمی شود. مجلس باید آموزش و پرورش را پولی کند. ( حیف که مجلس نمی تواند بر خلاف اصل 30 قانون اساسی قانون وضع کند. مخالفت فایده ای ندارد چون اول باید توضیح دهی که مجلس نمی تواند بر خلاف قانون اساسی قانون وضع کند. تازه آنوقت طرف می گوید چه اشکالی دارد یک بند قانون اساسی را راحت عوض کنند آنوقت باید توضیح دهی که چه مراحلی لازم دارد و برای این کارها وقت بسیاری لازم است. بهتر است از خیرش بگذریم)
مثل اینکه مسعود بهنود از زبان دکتر مصدق نوشته بود که او گویا گفته است سه گروه بهتر است در جامعه حاکم نشوند: روحانیان، ارتشیان و معلمان.
نمی دانم چرا مرحوم مصدق، ما معلمان را در این سه گروه قرار داده است!
