تبليغاتX
معلم و جامعه

معلم و جامعه

نگاه یک معلم به جامعه، فرهنگ، سیستم آموزشی و .....

 

    امروز برای بچه های کلاس سوم راهنمایی 2 که در امتحان زبان انگلیسی نمره خوب گرفته بودند جایزه دادم.  در این کار خیلی تردید داشتم زیرا جایزه ای که برایشان خریده بودم  خودکارهای 200 تومانی و مداد فشاریهای 100 تومانی بود. راستش کمی خجالت می کشیدم. اما وقتی اسامی شاگردانی که قرار بود به آنها جایزه بدهم را خواندم و خودکار یا مداد را به دستشان دادم در صورت بچه ها خیلی چیزها خواندم. شادی همراه با غرور و قدر شناسی. احساس کردم که خودم کودکی شده ام و دارم از دست معلمی که دوستش دارم جایزه می گیرم.

  نمی دانستم این کار اینقدر تاثیر مثبت دارد. یکی از بچه های مودب و خوب کلاس که کرد هم است و یک مداد 100 تومانی جایزه گرفته بود گفت این بهترین و شیرینترین جایزه ای بود که او تا کنون  گرفته است و با لحن شیرین کردی گفت: آقا خیلی چسبید.

   بعضی از بچه ها می گفتند آقا اگر نمره ما هم خوب شود به ما هم جایزه می دهید؟ گفتم بله. چه می توانستم بگویم ؟ کاش وسع مالی مناسبی داشتم و  می توانستم جایزه های بهتری را برای بچه ها بگیرم. آنها مستحق بهتر از اینها هستند. دلشان مثل دریا زلال و پاک است و ساده. با یک مداد و خودکار شاد می شوند، به آسمان پرواز می کنند. اینها همه سرمایه هستند اما نادانان نمی فهمند. ارزش علم و تعلیم و تربیت را نمی دانند، معلم را طفیلی بیش نمی داننند. مفتش را از او با ارزش تر می دانند. محکمه گری که گاه سواد دانشگاهی هم ندارد و دو کلمه درست حرف زدن را بلد نیست و دو کلمه حرف حساب هم نمی شود با او زد چرا که سلاح زندان و شلاق در کف دارد و در حیطه خود برای خودش شاهی مطلق العنان است. برای خودمان و کودکانمان خیلی افسوس می خورم.

+ نوشته شده در  جمعه 1384/02/02ساعت   توسط اسماعیل سلیمی ساعتلو  |