تبليغاتX
معلم و جامعه

معلم و جامعه

نگاه یک معلم به جامعه، فرهنگ، سیستم آموزشی و .....

 هیچ در باره نگاه ما به شخصیتهای تاریخی، مذهبی و سیاسی دقت کرده اید؟ یا آنها را خائن خائن می پنداریم که در سراسر عمر فقط به خیانت می اندیشیدند یا خادم خادم که هیچ نقطه ضعفی نداشته اند و در سرتاسر عمرشان هیچ کار اشتباهی نکرده اند. به عبارت دیگر ما همه چیز را سیاه سیاه یا سفید سفید میبینیم. این نوع دیدگاهها حتی در کتابهای تاریخ مدارس هم به خوبی مشهود است.در کتاب تاریخ سوم راهنمایی احداث راه آهن و تاسیس دانشگاه توسط رضا شاه، تلویحا خیانت قلمداد شده است .مدرس و شیخ فضل الله نوری تمام کارهایشان خوب بوده است و کوچکترین اشتباهی در زندگیشان نداشته اند. من نمیخواهم قضاوت تاریخی کنم و بگویم این خوب یا آن بد بوده است منظور من این است که چرا با قضایا منصفانه برخورد نمی کنیم .هر چنر رضا شاه حاکم دیکتاتوری بوده است ولی انصاف این است که کارهای عمرانی او را نباید از یاد ببریم. هنوز از راه آهنی که او احداث کرده است استفاده می کنیم. بعد از هشتاد سال هنوز اکثر تونلهایی که در جاده ها وجود دارند در زمان او ساخته شده اند. خوب این کارهای بزرگ آنهم بدون وجود دستگاههای پیشرفته کنونی حداقل احتیاج به یک مدیریت قوی دارد که با خیانت نمیتواند همراه باشد.همین الآن برای تعمیر یکی از تونلهایی که گفته می شود آن زمان در یک سال ساخته شده است بیشتر از دو سال کار کرده اند، آنهم با وسایل بسیار پیشرفته. فکر می کنم اگر بخواهند مشابه آن را بسازند باید پنجاه سالی طول بکشد! و در قبال آن چندین نسل از مدیران به اصطلاح خدمتگذار به نان و نوایی برسند.باز هم یاد آور شوم منظورم دفاع از نظام شاهی نیست که خیلی وقت است دوره این نوع حکومتها به سر آمده است. منظور این است اگر شخصیتی کار خیانت آمیزی انجام داده است بیان کنیم اما اگر کار خوبی هم انجام داده است، آن را هم بیان کنیم. بگوییم این شخص این کار مفید را هم انجام داده است.حتی این دیدگاه به زندگی روزمره ما هم راه یافته است همسایه مان را یا دوستمان را با یک کار اشتباه، کاملا مطرود می دانیم و چندین کار درست را که قبلا از او دیده ایم را به حساب نمی آوریم.

عده ای مرحوم دکتر مصدق را اصلا مسلمان نمی دانند عده ای دیگر اور ا مصون از اشتباه می دانند. به نظر من مصدق هم یک انسان زمینی بود. مبارزه کرده بود؛ دلش به حال ایران می سوخت، مسلمانی بود که حتی از خزانه دولت در دوران نخست وزیری، حقوق دریافت نمی کرد اما با این حال ممکن است بعضی وقتها موضع گیری مناسبی نکرده باشد، ممکن است بعضی مواقع اشتباه کرده باشد چون انسان است و انسان می تواند اشتباه کند. اما باید بدانیم مدرس هم مثل او بوده است، مبارز بوده است، او هم ایران را دوست داشت و نسبت به روحانیون زمان خود بسیار آگاه تر و فاضل تر بود اما انسان بود و انسان می تواند اشتباه کند.برای مثال اگر مرحوم مدرس در مقابل جمهوریخواهی رضا خان مخالفت نمی کرد درست است که رضا خان جمهوری 4 ساله را نمی پذیرفت اما بالاخره بعد از مرگ اوشاید ایران می توانست به یک جمهوری واقعی برسد و شاید روند دموکراسی در ایران تسریع می شد.

حتی این مسئله در باره آقای خاتمی هم صدق می کند. روزگاری آقای خاتمی قهرمان بود اکنون مردم به او با این دید نگاه نمی کنند عده ای او را ترسو می دانند و عده ای خائن. اما باید توجه داشته باشیم که خود ایشان بعد از دوم خرداد گفتند دنبال قهرمان نباشید.من قهرمان نیستم.حالا درست است که آقای خاتمی قهرمان نیست؛ خیلی شجاع نیست و خودش هم به زبان آورده است ولی باید درک کنیم که خائن نیست؛ ایران را دوست دارد و به پیشرفت ایران می اندیشد اما در نظر او با این طریق ایران می تواند به پیشرفت برسد.

کلام آخر اینکه کسانی که در اداره حکومت شریک هستند اگر با تاریخ و گذشتگان ایران با انصاف قضاوت نکنند و تاریخ را به صرف اینکه قلم و رسانه در دست آنهاست و دیگران مجبورند همین تاریخ نوشته شده آنها را بخوانند، باید بدانند در آینده در مورد آنان هم بی انصافانه قضاوت خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1383/07/12ساعت   توسط اسماعیل سلیمی ساعتلو  |