هر يك از معلمان يكي از روشهاي كلاسداري (مديريت كلاس) را متناسب با روحيات و نوع نگاه خود به محيط و دانشآموز انتخاب كردهاند. روشكلاسداري علاوه بر معلم براي دانشآموزان هم بسيار مهم است اگر دانشآموزي در درك روش كلاسداري معلم اشتباه كند، احتمالا عواقب سوئي را بايد تحمل بكند. به همين علت آنان در يكي دو جلسهي اول سعي ميكنند روش كلاسداري معلم را حدس بزنند و رفتار خود را با آن متناسب كنند، معلم هم سعي ميكند با شفافيت روش خود را چه با كلام و چه با اعمال خود براي دانشآموزان مشخص سازد.
تدريس علمي با ارتباط بسته: در اين روش معلم، باسواد است، روش تدريس را ميشناسد و به مباني نظري حوزهي تدريس خود كاملا مسلط است. درس راكاملا علمي و حرفهاي تدريس ميكند، اما با مسائل حاشيهاي كلاس كاري ندارد و ارتباط غيردرسي كمي با دانشآموزان دارد. بر خلاف تصور اكثر دانش آموزان كه فكر ميكنند اين نوع معلمان ذاتا انسانهاي درونگرا و خشكي هستند ممكن است آنان خارج از محيط كلاس و در جمع همكاران و دوستان بسيار بذلهگو و بانشاط باشنند اما آنان سعي ميكنند بين محيط كاري و محيط غيركاري تمايز قائل شوند. معمولادانشآموزان فعال و درسخوان اين نوع معلمان را بسيار دوست دارند و سعي ميكنند از اندوختهي علمي آنها حداكثر استفاده را ببرند. دانشآموزان ضعيف، اين نوع معلمان را دوست ندارند چرا كه در كلاس آنها حوصلهشان سر ميرود ولي كمتر ميتوانند دست به شيطنت بزنند چرا كه فرهيختگي علمي معلم در جو كلاس حاكم است.
تدريس علمي با ارتباط باز: در اين روش مانند روش بالا، معلم از نظر علمي باسواد است در عين حال سعي ميكند كلاس را از حالت يكنواخت و كسلكننده خارج كند. اين نوع معلمان متناسب با روحيات خودشان از روشهاي مختلفي براي ايجاد تنوع در كلاس استفاده ميكننند از طنز و جوك گرفته تا داستان گويي و مخصوصا بازگويي خاطراتي كه شايد با اندكي اغراق آميخته شده باشند. به هر حال جو اين نوع كلاسها اكثر دانشآموزان قوي و ضعيف را راضي ميسازد. حتي در اين روش ممكن است دانشآموزان ضعيفي كه اندك استعدادي در درس مربوطه داشته باشند به سبب توجه فردي معلم و علاقهي دانشآموز به شخص معلم، پيشرفت محسوسي داشته باشند. اين نوع تدريس بسيار سختتر از روش بالا است و ممكن است در برخي موارد دانشآموزان روش معلم را درك نكنند و از جو غيردرسي رها نشوند و يا تمايل بيشتري داشته باشند كه در آن حال و هوا باقي بمانند. معلم بايد مهارت كافي داشته باشد تا بتواند بين اين دو نوع رفتار، تعادل ايجاد كند و اين موضوع را به دانشآموزانش تفهيم كند كه كنترل كلاس هميشه بايد در دست معلم باقي بماند.
تدريس غيرعلمي با ارتباط بسته: در اين روش يا معلم از نظر مباني نظري و علمي در درس مورد تدريس وضع مناسبي ندارد يا واجد مباني علمي مناسبي است اما روش انتقال (ظرف انتقال) را نميشناسد، چرا كه روش انتقال و ارتباط، خود يك هنر و فن است. در اين روش معلم تا حد امكان از تعاملات رفتاري عيردرسي پرهيز ميكند و ارتباط او با دانشآموزان محدود به چهارچوب كتاب و كلاس درس است. در اين روش هم شاگردان ضعيف و هم شاگردان قوي ناراضي هستند. قويترها ناراضي از اينكه نتوانستهاند چيزي بياموزند و ضعيفترها ناراضي از اينكه هم چيزي ياد نگرفته اند و هم نتوانستهاند شوخي و بازيگوشي كنند. بستر اين نوع كلاسها استعداد آشوب و بينظمي نه تنها از طرف دانشآموزان ضعيف بلكه از طرف دانشآموزان خوب را هم دارد.
تدريس غيرعلمي با ارتباط باز: در اين روش معلم فاقد معلومات كافي يا در حيطهي مباني علمي يا در حيطهي انتقال است با توجه به اين مسئله عمدا يا به اجبار تن به ايجاد جو آزاد و ارتباط دوستانه و غيررسمي ميدهد. در اين نوع كلاسها دانشآموزان ضعيف راضيتر هستند و در پايان وقت كلاس با خود ميگويند، درس كه نتوانستيم بخوانيم اما تفريح خوبي كرديم! محيط اين نوع كلاسها پر سر و صدا و پرآشوب است و امكان كنترل كلاس به وسيلهي معلم بسيار كم است.
به هر حال بايد توجه كرد كه تدريس كاري فوقالعاده پيچيده و پر از ريزهكاريهاست و يك نگاه و رفتار معلم ممكن است سرنوشت فردي را تغيير دهد. جمع بين ياد دادن مطلب و ايجاد جو دوستانه و ارتباط صميمي سخت دشوار است و مابين اين دو فاصلهاي بسيار كم وجود دارد. با اندك لغزش يا خطايي ممكن است مخاطبان پيام را درك نكنند يا به نفع حال خود (لذتهاي شيرين بازيگوشي) تعبير كنند. اما به هر روي مخاطبان معلمان، كودكان و نوجوانان هستند، نميتوان از آنان انتظار داشت كه مثل ما بينديشند و مثل ما عمل كنند و مثل ما به جهان نگاه كنند. گاهي بايد خودمان را جاي آنان نشسته بر روي نيمكتهاي نه چندان راحت و پشت ميزهاي نه چندان فراخ تصور كنيم كه مجبوريم روزي شش ساعت به سخنان شايد يكنواخت چندين معلم گوش فرادهيم در حالي كه همگي از ما انتظار دارند ساكت باشيم و گوش كنيم و ياد بگيريم و دم نزنيم.
تدريس علمي با ارتباط بسته: در اين روش معلم، باسواد است، روش تدريس را ميشناسد و به مباني نظري حوزهي تدريس خود كاملا مسلط است. درس راكاملا علمي و حرفهاي تدريس ميكند، اما با مسائل حاشيهاي كلاس كاري ندارد و ارتباط غيردرسي كمي با دانشآموزان دارد. بر خلاف تصور اكثر دانش آموزان كه فكر ميكنند اين نوع معلمان ذاتا انسانهاي درونگرا و خشكي هستند ممكن است آنان خارج از محيط كلاس و در جمع همكاران و دوستان بسيار بذلهگو و بانشاط باشنند اما آنان سعي ميكنند بين محيط كاري و محيط غيركاري تمايز قائل شوند. معمولادانشآموزان فعال و درسخوان اين نوع معلمان را بسيار دوست دارند و سعي ميكنند از اندوختهي علمي آنها حداكثر استفاده را ببرند. دانشآموزان ضعيف، اين نوع معلمان را دوست ندارند چرا كه در كلاس آنها حوصلهشان سر ميرود ولي كمتر ميتوانند دست به شيطنت بزنند چرا كه فرهيختگي علمي معلم در جو كلاس حاكم است.
تدريس علمي با ارتباط باز: در اين روش مانند روش بالا، معلم از نظر علمي باسواد است در عين حال سعي ميكند كلاس را از حالت يكنواخت و كسلكننده خارج كند. اين نوع معلمان متناسب با روحيات خودشان از روشهاي مختلفي براي ايجاد تنوع در كلاس استفاده ميكننند از طنز و جوك گرفته تا داستان گويي و مخصوصا بازگويي خاطراتي كه شايد با اندكي اغراق آميخته شده باشند. به هر حال جو اين نوع كلاسها اكثر دانشآموزان قوي و ضعيف را راضي ميسازد. حتي در اين روش ممكن است دانشآموزان ضعيفي كه اندك استعدادي در درس مربوطه داشته باشند به سبب توجه فردي معلم و علاقهي دانشآموز به شخص معلم، پيشرفت محسوسي داشته باشند. اين نوع تدريس بسيار سختتر از روش بالا است و ممكن است در برخي موارد دانشآموزان روش معلم را درك نكنند و از جو غيردرسي رها نشوند و يا تمايل بيشتري داشته باشند كه در آن حال و هوا باقي بمانند. معلم بايد مهارت كافي داشته باشد تا بتواند بين اين دو نوع رفتار، تعادل ايجاد كند و اين موضوع را به دانشآموزانش تفهيم كند كه كنترل كلاس هميشه بايد در دست معلم باقي بماند.
تدريس غيرعلمي با ارتباط بسته: در اين روش يا معلم از نظر مباني نظري و علمي در درس مورد تدريس وضع مناسبي ندارد يا واجد مباني علمي مناسبي است اما روش انتقال (ظرف انتقال) را نميشناسد، چرا كه روش انتقال و ارتباط، خود يك هنر و فن است. در اين روش معلم تا حد امكان از تعاملات رفتاري عيردرسي پرهيز ميكند و ارتباط او با دانشآموزان محدود به چهارچوب كتاب و كلاس درس است. در اين روش هم شاگردان ضعيف و هم شاگردان قوي ناراضي هستند. قويترها ناراضي از اينكه نتوانستهاند چيزي بياموزند و ضعيفترها ناراضي از اينكه هم چيزي ياد نگرفته اند و هم نتوانستهاند شوخي و بازيگوشي كنند. بستر اين نوع كلاسها استعداد آشوب و بينظمي نه تنها از طرف دانشآموزان ضعيف بلكه از طرف دانشآموزان خوب را هم دارد.
تدريس غيرعلمي با ارتباط باز: در اين روش معلم فاقد معلومات كافي يا در حيطهي مباني علمي يا در حيطهي انتقال است با توجه به اين مسئله عمدا يا به اجبار تن به ايجاد جو آزاد و ارتباط دوستانه و غيررسمي ميدهد. در اين نوع كلاسها دانشآموزان ضعيف راضيتر هستند و در پايان وقت كلاس با خود ميگويند، درس كه نتوانستيم بخوانيم اما تفريح خوبي كرديم! محيط اين نوع كلاسها پر سر و صدا و پرآشوب است و امكان كنترل كلاس به وسيلهي معلم بسيار كم است.
به هر حال بايد توجه كرد كه تدريس كاري فوقالعاده پيچيده و پر از ريزهكاريهاست و يك نگاه و رفتار معلم ممكن است سرنوشت فردي را تغيير دهد. جمع بين ياد دادن مطلب و ايجاد جو دوستانه و ارتباط صميمي سخت دشوار است و مابين اين دو فاصلهاي بسيار كم وجود دارد. با اندك لغزش يا خطايي ممكن است مخاطبان پيام را درك نكنند يا به نفع حال خود (لذتهاي شيرين بازيگوشي) تعبير كنند. اما به هر روي مخاطبان معلمان، كودكان و نوجوانان هستند، نميتوان از آنان انتظار داشت كه مثل ما بينديشند و مثل ما عمل كنند و مثل ما به جهان نگاه كنند. گاهي بايد خودمان را جاي آنان نشسته بر روي نيمكتهاي نه چندان راحت و پشت ميزهاي نه چندان فراخ تصور كنيم كه مجبوريم روزي شش ساعت به سخنان شايد يكنواخت چندين معلم گوش فرادهيم در حالي كه همگي از ما انتظار دارند ساكت باشيم و گوش كنيم و ياد بگيريم و دم نزنيم.
