روزي روزگاري حيوانات در جنگل مدرسه اي برپا كردند تا فرزندان دلبند خود را در آن با راهنمايي معلمان مجرب و مبرز آموزش دهند. سرگذشت چند نفر از شاگردان مدرشه شنيدني است!
اين چند نفر عبارت بودند از: خرگوش، اردك، سمور، عقاب و لاك پشت. واحدهاي درسي مدرسه هم متشكل بود از واحدهايي نظير: دويدن، شنا كردن، پرواز كردن، صعود كردن و استقامت. البته صرفنظر از قوانين مربوط به پيش نياز بعضي از دروس، حيوانات مدرسه مي توانستند به جاي برخي از دروس، واحدهاي اختياري برگزينند مانند پريدن به جاي واحد پرواز كردن و امثال آن.
وقتي كه سال تحصيلي مدرسه شروع شد شاگردان تمرينات نظري و عملي سختي را براي كسب مهارتهاي لازم شروع كردند. شاگردان در بدو ورود به مدرسه هر كدام در يك يا چند زمينه توانايي هاي چشمگيري داشتند ولي براي گذراندن دروس مدرسه لازم بود كه مقدار زيادي از وقت خود را صرف كسب مهارتهايي مي كردند كه توانايي كمتري در آنها داشتند. براي مثال خرگوش كه خود دونده ماهري بود مجبور شد كه تمرينات دوندگي خود را رها كرده و به آموزش و تمرين پرواز كردن يا پريدن بپردازد و يا عقاب هم مجبورشد تمرينات پرواز خود در ارتفاعات كوه و دشت را رها كرده و وقت زيادي را براي يادگيري و تمرين شنا صرف كند و حيوانات ديگر هم .....
وقتي كه سال تحصيلي به پايان رسيد هركدام از شاگردان مقداري مهارت در تعدادي از دروس در برخي موارد فقط به اندازه گذراندن واحد و گرفتن نمره 10 كسب كردند. البته منهاي لاك پشت كه تمرينات سخت پريدن و دويدن وي را مجبور به ترك تحصيل كرده بود!
و در آخر سال حيوان ناشناسي! كه مختصري از هر يك از مهارتها را كسب كرده بود شاگرد ممتاز شناخته شد و لوح تقدير دريافت كرد!
