در زبان انگليسي بسياري از كلمات هم اسم هستند و هم فعل. همچنين در بعضي موارد يك كلمه هم به صورت صفت و هم به صورت اسم و فعل مورد استفاده قرار ميگيرد. چند مثال:
watch (ساعت جيبي و مچي، كشيك، ديدهبان، پائيدن، نگاه كردن، مواظب بودن .... )
comb (شانه، شانه كردن)
bus (اتوبوس، با اتوبوس رفتن)
butter (كره، كره ماليدن)
book (كتاب، مجلد، ثبت كردن، رزرو كردن، توقيف كردن)
paper (كاغذ، روزنامه، پروانه، ورقه، مقاله، ياداشت كردن، با كاغذ پوشاندن، مقاله نوشتن)
تعداد اين نوع كلمات در زبان انگليسي بسيار است و به همين خاطر براي يافتن معني يك لغت هنگام مراجعه به فرهنگ لغت نبايد به اولين معناي يك كلمه بسنده كنيم بلكه بايد به كاربردها و معني ديگر آن هم توجه كنيم. زبان انگليسي از اين نظر بسيار غني است و قدرت زايايي زيادي دارد يعني به راحتي ميتواند از اسم فعل بسازد بدون اينكه نياز به يك فعل ديگر براي صرف كردن آن فعل داشته باشد. از اين نظر زبان فارسي قدرت بسيار كمتري دارد يعني تعداد فعلهاي ساده در آن بسيار كم است. دكتر محمد رضا باطني در كتاب «پيرامون زبان و زبانشناسي» ميگويد: تعداد افعال ساده كه فعال هستند يعني در نوشتار و گفتار بكار ميروند از رقم 277 بسيار كمتر است.
زبان فارسي مجبور است براي درست كردن افعال جديد از افعالي مانند: كردن، نمودن، ساختن .... استفاده كند و فعل مركب بسازد. پس مصدرهايي مانند: كاغذيدن، اتوبوسيدن، كتابيدن، فلسفيدن، تلويزيونيدن و ... در زبان فارسي رواج پيدا نميكنند چون نميتوان از هر اسمي فعل ساده درست كرد.
اما نكته جالب: به نظر ميرسد آخرين فعلي كه در زبان انگليسي در حال درست شدن از اسم است، فعل google است. google بزرگترين موتور جستجوي اينترنتي جهان است كه در هر مورد از معلومات بشري ميتوان هزاران و ميليونها مورد اطلاعات از آن جستجو و پيدا كرد. من اين مورد را در وبلاگ خوب "يك پزشك" خواندم با عنوان مشکل یک پزشک با «ملکه همه گوگلرها»!

ماجرا از اين قرار است كه پزشكي به نام "اسكات هيگ" (متخصص و استاديار ارتوپدي) در مجله تايم مقالهاي به عنوان: When the patient is a googler (وقتي مريض يك گوگلر (جستجوگر اينترنت) است.) نوشت. پزشك مربوطه از اينكه مريض او اطلاعات شخصي زيادي از او (پزشك) و بيماري خودش بدست آورده است خشمگين شده است و از اينكه اين مريض با سوالهاي بسيار، مزاحم او شده است اظهار ناراحتي كرده است. در حقيقت او ادعا كرده است كه مريضش او را گوگل كرده است. (گوگليده است!) اختلاف نظرهاي زيادي هم در اين مورد پيش آمده است. بعضي از پزشكان مخالف اين قضيه هستند كه مريضهايشان قبل از مراجعه به آنها به اينترنت مراجعه كرده و اطلاعاتي از بيماري خودشان بدست آورند. (شايد ميترسند دستشان رو شود!) بعضي از آنها هم دوست دارند بيماران در باره بيماري خودشان اطلاعات به دست آورند تا راحتتر بتوانند مشكل را توضيح دهند.
از قرار معلوم مسئولان گوگل چندان تمايلي به استفاده از واژه گوگل به عنوان فعل ندارند. (مايكل كرانتز) از مسئولان گوگل طي مقالهاي با عنوان: Do you Google? (آيا شما گوگل ميكنيد؟ (ميگگليد؟!) اين موضوع را توضيح داده است. اما به هر حال بعيد نيست اين واژه به همين زوديها به عنوان فعل مورد استفاده قرار گيرد.
اما صرف نظر از جنبهي واژه شناختي اين قضيه، اين مورد ميتواند براي پزشكان وطني خطرناكتر باشد چرا كه در مورد به روز بودن اطلاعات پزشكان وطني نميتوان چندان مطمئن بود. نمونهي آن براي خودم اتفاق افتاده است. سال گذشته دختر خردسالم دندانش آبسه كرده بود. براي مداوا پيش دندانپزشك رفتيم و ايشان آنتي بيوتيك (آموكسي سيلين) تجويز كردند. بعد از مصرف يك هفتهاي آنتي بيوتيك آبسه دندان نه تنها خوب نشد بلكه حادتر شد و صورت دخترم آن چنان ورم كرد كه ديگر نتوانست چيزي بخورد و مجبور شديم او را در بيمارستان به مدت سه روز بستري كنيم. بعد از مدتي دوباره همين دندان، مشكل پيدا كرد و شروع به آبسه كرد. كنجكاو شدم و در مورد آبسه دندان در گوگل جستجو كردم و متوجه شدم كه دندانپزشكان متبحر كودكان در اين مورد مصرف آنتي بيوتيك را صلاح نميدانند و معتقدند به هر حال سعي شود دندان مشكل دار كشيده شود. به دندانپزشك مراجعه كرديم. ايشان ميخواستتند باز هم آنتي بيوتيك تجويز كنند به اصرار من دندان مزبور را كشيدند و مشكل بعد از 24 ساعت به كلي حل شد.
