تبليغاتX
معلم و جامعه - آیا نمره‌ی انضباط کشتن استعدادها و ایجاد خفقان است؟

معلم و جامعه

نگاه یک معلم به جامعه، فرهنگ، سیستم آموزشی و .....

وزیر محترم آموزش و پرورش فرموده‌اند: نمره انضباط کنونی یعنی جمودی و خفقان، و در مجموع گرفتن نتیجه عکس از آنچه می‌خواهیم. (به نقل از ایسنا)

نکات زیادی در همین یک جمله وجود دارد که محل بحث صاحب‌نظران بسیار زیادی بوده است و می‌تواند باشد. موافقان این نظر می‌توانند بگویند ما می‌خواهیم طرحی نو دراندازیم و محافظه‌کاران همیشه در مقابل نظریات جدید مخالفت می‌کنند و هیچ نوع تغییری را برنمی‌تابند. گوینده‌ی این سخن می‌تواند بگوید دیگر زمانه‌ی معلم محوری و استبداد معلم گذشته است اکنون باید به دانش‌آموز و علائق او توجه کرد. موافقان این جمله می‌توانند بگویند ما می‌خواهیم استعدادهای دانش‌آموزان را شکوفا کنیم و با دادن نمره‌ی انضباط دانش‌آموزان محافظه‌کار و ترسو بار می‌آیند. می‌توانند بگویند دنیا دیگر تغییر کرده است و نظریات قدیمی انضباط و نظم‌دهی کهنه شده‌اند و باید با تغییرات جدید هماهنگ شد.

اما نباید یک‌تنه به قاضی رفت. نباید موضوع را فقط از یک زاویه دید. نکات بسیار ریز و پیچیده‌ای در امر تعلیم و تربیت، نظم‌دهی کلاس و مدیریت کلاس و مدرسه وجود دارند که تنها کسانی می‌توانند آنها را درک کنند که در پایه‌های مختلف تحصیلی تدریس کرده اند. به چند نمونه اشاره می‌شود:

1. شاید بتوان گفت برخلاف تصور بعضی از افراد که از دور دستی بر آتش دارند جو مدارس مخصوصا در مقاطع راهنمایی و دبیرستان آنگونه که از دور به نظر می‌رسد زیاد هم ساکت و آرام نیست. همه‌ی دانش‌آموزان ساکت و سربه زیر نیستند. باید بپذیریم که اکثریت دانش‌آموزان ما با اخلاق و در حد متوسط درسی و انضباطی هستند اما مسائل نابهنجار در این حوزه‌ها کم نیستند. آیا مسائلی مانند آوردن سی‌دی‌های غیراخلاقی، مصرف سیگار و مواد مخدر دیگر، دعواهای منجر به جرح در داخل و اطراف مدرسه، توهین و بی‌ادبی نسبت به مسئولین و معلمان و .... در مدارس وجود ندارند؟ آیا این مسائل  تنها با تذکر و نصیحت قابل حل و پیشگیری هستند؟

2. دانش‌آموزانی که هنجارها و ارزش‌های معمول مدرسه و اجتماع را بر هم می‌زنند شاید از تنها چیزی که کم و زیاد از آن واهمه دارند نمره‌ی انضباط است. نمره‌ی انضباط در اینجا نه تنها به عنوان یک نوع ارزشیابی از رفتار و عملکرد رفتار اجتماعی دانش‌آموز تلقی می‌گردد بلکه به عنوان عاملی در پیشگیری از رفتارهای نابهنجار نقش بازی می‌کند.

3. اگر از همین فردا به بچه‌ها بگوییم که دیگر نمره ای به عنوان نمره‌ی انضباط به شما داده نخواهد شد در حقیقت حق فرزندان منظم و درس‌خوان خودمان را ضایع می‌کنیم. به هر حال در هر کلاسی سه یا چهار نفری وجود دارند که مشکلات انضباطی یا اخلاقی دارند، (قبول داریم که ریشه این نوع مشکلات به خانواده و جامعه برمی‌گردد اما به هر حال وجود دارند.) این نوع دانش‌آموزان که با ارفاق‌ها و تبصره‌های گوناگون به پایه‌ی جدید راه یافته‌اند نمی‌توانند با تدریس معلم هماهنگ شوند چرا که از درس جدید چیزی نمی‌فهمند و چون نمی‌توانند با فرآیند تدریس هماهنگ شوند و از طرف دیگر نمی توانند یک و نیم ساعت نشستن در کلاس را تحمل کنند بنای بازیگوشی و بی‌انضباطی را می‌گذارند و با این کار فرآیند تدریس را مختل می‌کنند، هم وقت معلم را می‌گیرند و هم وقت دانش‌آموزان دیگر را که می‌خواهند درس بخوانند.

4. گاهی از نرم‌های جهانی حرف می‌زنیم و می‌خواهیم آنها را در مدارس خود پیاده کنیم اما فقط پاره‌ای از آنها را برمی‌داریم و به جنبه‌هایی دیگر که شاید مستلزم بار مالی است توجه نمی کنیم. از چند سال پیش که آموزش و پرورش بنا را بر حذف کردن مدارس دوشیفته گذاشته است گاهی دو مدرسه در هم ادغام شده‌اند و در نتیجه تعداد دانش آموزان در کلاسها بیشتر شده است. در بعضی از مناطق تعداد دانش‌آموزان در یک کلاس به چهل و حتی بیشتر هم می‌رسد. انصاف باید داد در کلاسی که چهل نفر دانش‌آموز با سلایق و تربیتهای گوناگون وجود دارند معلم غیر از مبصری نمی‌تواند کار دیگری انجام دهد؟ حق تنبیه ندارد، حق اخراج ندارد، حق سرزنش ندارد و در عین حال دغدغه‌ی تفهیم و تدریس مباحث جدی درسی را هم دارد. تئوریسین‌های تعلیم و تربیت خود باید در این نوع کلاسها حضور پیدا کنند تا در پایان ساعت حال آنها را پرسید! به جرأت می‌توان گفت که اگر تعداد دانش‌آموزان ما در حد استاندارد جهانی یعنی حداکثر 20 یا 25 نفر باشد و امکانات ورزشی و سرانه محیط آموزشی و مواد آموزشی در حد استاندارد باشد شاید اصلا مشکل انضباطی پیش نیاید که در باره‌ی آن یحث کنیم. بگذریم از اینکه میانگین عمر معلمان هم چند سال بالاتر خواهد رفت!

5.  نمی‌توان قبول کرد که معلم در حیطه‌ی کاری خویش باید مطلق‌العنان باشد و هر کاری که دلش خواست انجام دهد. اما باید بپذیریم که دانش‌آموزان، بسیاری از مسائل اجتماعی را در مدرسه یاد می گیرند. یکی از جنبه‌های زندگی اجتماعی وجود بسیاری از همین محدودیتهاست. آیا ما به آحاد اجتماع آزادی عمل نامحدود داده‌ایم تا هر کاری که می‌خواهند در جامعه انجام دهند و حقوق دیگر افراد را زیر پا گذارند؟ عمل به مقررات و قوانین، رعایت هنجارهای جامعه، ایجاد نظم و هماهنگی، عدم تجاوز به حقوق شهروندان، حفظ و نگهداری محیط زیست، حفظ شأن و احترام به بزرگتر، قبول مجازات بعد از خطا و... مواردی هستند که کودکان و نوجوانان آنها را در مدرسه یاد می‌گیرند. دانش‌آموز با درک اینکه رفتار نامطلوبش که باعث از بین رفتن حقوق دیگران می‌شود منجر به مجازاتی لااقل در سطح کم شدن چند نمره از انضباطش خواهد شد در دست زدن به بعضی از اعمال مخرب احتیاط خواهد کرد.

سخن آخر اینکه تصمیماتی که در حیطه‌ی آموزش و پرورش گرفته می‌شود دارای ریزه‌کاریها و پیچیدگی‌هایی است که شاید در کمتر سازمانی بتوان مشابهی برای آنها برشمرد. به همین علت بهتر است تصمیم‌گیرندگان تجربه‌ی تدریس و مدیریت مدارس را در چنته داشته باشند یا از مشاوران متخصصی استفاده کنند که در این حیطه‌ها دارای تجربه هستند، شرایط مدارس بالا و پایین شهر و بخشهای مرفه و محروم کشور را درک کرده باشند. هر نوع تئوری فارغ از اقتضائات و شرایط محیطی مدارس کشور ما منجر به مسائل و مشکلاتی خواهد شد که تاوان آنها را در سالهای آینده نه تنها مدارس بلکه باید کل جامعه بپذیرد. نسلی که هر کاری انجام دهد و کمتر از گل نشنود نسلی قانون‌گریز و غیر‌منضبط بار خواهد آمد که در ایجاد یک جامعه‌ی قانونمند، هدفدار، منظم و پیشرفته ناتوان خواهد بود.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/12/10ساعت   توسط اسماعیل سلیمی ساعتلو  |