شاخصي به نام نمره
سيستم ارزشيابي سابق اشكالات خودش را داشت. مانند اينكه استرسزا بود، يا به فعاليتهاي طول سال دانش آموزان كم توجه بود، به شب امتحان توجه ميكرد و ... . اما مشكلي كه اکنون بوجود آمده است اين است كه روشها تغيير كردهاند ولي نگرشها ثابت ماندهاند. نگرش مسئولان و اولياي دانشآموزان نسبت به نمره و معدل همچنان آن نگرش سابق است. همين چند روز پيش ديدم كه يكي از نواحي آموزش و پرورش، تمامي مدارس و پايههاي مقاطع تحصيلي مختلف خود را از نظر ميانگين و در صد قبولي رتبهبندي كرده و به صورت يك جزوه به مدارس فرستاده بود. یعنی مقایسه کنید کدام مدرسه از نظر آموزشی و علمی قوی تر است.در ظاهر قضيه آن مدارسي كه در ابتداي ليست از نظر ميانگين و درصد قبولي هستند بايد مدارس بسيار خوبي باشند و حتما مديران و معلمان خوبي دارند اما اگر خوب به مسئله توجه كنيم به هيچ وجه نمينواند اين گونه باشد به چند دليل:
1. در حدود نصف نمرهي دانش آموز دست معلم است، بعضي از معلمان در نمره دادن سختگير و بعضي دست و دل بازند.
2. طراح سوال، خود معلم است، بعضي از معلمان سوالات بسيار بديهي و آساني طراحي ميكنند و بعضي در اين كار جديتر عمل ميكنند.
3. دانشآموزان با يك آزمون سنجش نشدهاند پس نمي توان آنها را با هم مقايسه كرد.
4. بعيد نيست همان مدرسهاي كه در اين رتبه بندي ظاهرا در رتبهي اول قرار دارد از نظر علمي بسيار پايين تر از مدرسهاي باشد كه در انتهاي ليست قرار دارد. (چارهاش يك آزمون در شرايط مساوي است.)
حال بپردازيم به بدآموزيهاي اين نگرش:
الف: مديري كه مدرسهاش در انتهاي ليست است اين پيام را ميگيرد كه تو به معلمانت فشار كافي نياوردهاي كه سطح نمراتشان را بالا بياورند.
ب: معلمي كه با استفاده از ميانگين و درصد قبولي ارزشيابي ميشود و امتياز مثبت يا منفي ميگيرد ممكن است در دادن نمرهي واقعي دانشآموز از واقعيت منحرف شود و در نتيجه براي فرار از عقوبت يا رسيدن به پاداش، نمرات هر روز فربهتر شوند در حالي كه وضعيت واقعي تغيير نكرده است.
ج: چون نمرات، نشانگر وضعيت واقعي نيستند در حقيقت مانند آمار غلط ميشوند كه در كوتاه مدت انسان را دلخوش ميكنند ولي در درازمدت نميتوان حقيقت را كتمان كرد و ممکن است در آینده با دانش آموزان دبیرستانی مواجه شویم که جدول ضرب را هم نمی دانند! همين سال گذشته يكي از اولياي مدرسه از يكي از معلمان شكايت عجيبي داشت با اين مضمون كه شما چرا در اين سه سال دورهي راهنمايي به فرزند من نمرهي 20 دادهاي در حالي كه من می دانم نمرهي واقعی او خيلي كمتر بوده است؟ حال كه به دبيرستان رفته است متوجه شدهايم كه حتي بديهيات آن درس مربوطه را هم نميداند.
د: بيم آن ميرود اين نوع نگرش، نسبت به نمره منجر به يك مسابقهي نمرهافزايي بين معلمان، مدارس، مناطق و استانها گردد و بدون اينكه در واقعيت تغييري ايجاد گردد با اعداد بازي شود. نتيجه اين كار بوجود آمدن نوعي رياكاري اداري است كه هر مدرسه يا مدير و معلمي پشت اعداد مخفي شده و تغييرات محسوس و مفيدي را در سيستم خود به كار نبندد چون متوجه ميشود كه در پايان كار به اعداد توجه ميشود نه به كيفيت.
نتيجه اينكه برادران و خواهراني كه مسئوليت برنامهريزي و ارزشيابي و كيفيتسنجي را بر عهده داريد. روش نمره دادن، روش امتحان، روش طراحي و تصحيح ديگر مثل سابق نيست و همگي تغيير يافتهاند پس شما هم نگرشتان را به اين مقوله تغيير دهيد. به فكر روشهاي ديگري باشيد تا معلمان و مديران هم، فارغ از رياكاريهاي اداري، كار واقعي خود راانجام دهند و نمرهي واقعي را بدهند، تلاش کنند تا به فرزندانمان چیزی را بیاموزند و اگر کسی تلاش کافی انجام نداد نتواند به پایه بالاتر برود تا بد و خوب از هم تشخیص داده شوند تا در دانش آموزان انگیزه تلاش و زحمت و کار،تقویت گردد. آیات شریف قرآن کریم هم اشاره می کنند که آنان که می دانند با آنان که نمی دانند برابر نیستند. اين مسابقه اي كه شروع شده است مسابقهي مبارکی نیست.